قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1034

تاريخ الفي ( فارسى )

دفع كند . حجاج گفت : تو دانى . هركه را خواهى به حرب او بفرست . پس سعيد مردى را به حرب او فرستاد كه به مجرّد رفتن به دست عراقى كشته شد . آخر سعيد از روى خشم خود به جنگ آن عراقى رفت و هرچند شمشير بر يكديگر زدند عاقبت عراقى غالب آمد و سعيد را از اسب بينداخت و كارد كشيده بر سينهء او نشست تا سرش از تن جدا كند . سعيد گفت : اى مرد خدا از كشتن من تو را هيچ فخرى نخواهد بود . قدامهء عراقى از سينهء او برخاسته او را بگذاشت و هريك به لشكر خود ملحق شدند . القصّه ؛ مدّت سه ماه و سيزده سال اهل عراق و ارباب شام كشش و كوشش مىنمودند و در روز آخر كه آفتاب اقبال عبد الرحمن محمّد بن اشعث قريب به زوال رسيده بود سفيان بن ابرد برابر ابرد قرّه تميمى كه ميسرهء عبد الرحمن تعلّق به او مىداشت حمله آورد . ابرد بن قرّه بىآنكه قتال كند پشت داده روى به انهزام آورد و صفوف قلب و ميمنه به هم برآمد و عراقيان روى از مصافگاه برتافته متفّرق گشتند . عبد الرحمن بن محمّد اشعث نيز با جمعى به جانب كوفه رفت . حجّاج تعاقب او نموده متوجّه كوفه گشت . عبد الرحمن چون آواز توجّه حجاج شنيد به طرف بصره گريخت . * * * [ فوت مهلب بن ابى صفره ] و از جمله وقايع اين سال وفات مهلّب بن ابى صفره است كه از قبل حجّاج والى خراسان بود . تفصيل اين قضيّه آنكه در اين اوقات كه ميان عبد الرحمن و حجاج منازعه دست داده با يكديگر به كارزار مشغول بودند ، مهلّب پسر خود ، مغيره ، را در خراسان نايب مناب گذاشته لشكر به ماوراء النهر كشيد و بعضى از بلاد و نواحى آن منطقه فتح كرده ناگاه خبر موت مغيره به سمع او رسيد . پس مهلّب با مردم ماوراء النهر صلح كرده و مال بسيار از ايشان گرفت و چند كس از رؤساى آن ديار به طريق گرو مصحوب خويش گردانيده از جيحون بگذشت . چون به مرو الرود - كه اين زمان مشهور به مرغاب است - رسيد ، مرض او اشتداد يافت . « 1 » پس ده پسر خود را طلبيده وصيّت كرد و گفت : بايد كه صلهء رحم نگاه داريد و با يكديگر مخالفت مكنيد و بدانيد كه در حرب مكيدت و خدعت بر شجاعت انفع است ، و ليكن بنياد بر آن نتوان نهاد . بر شما باد تلاوت قرآن و يادگرفتن سنن و آداب صالحان . بايد كه در مجالس از بسيارى سخن اجتناب نماييد . « 2 »

--> ( 1 ) . ابن اثير مرض مهلّب را نوعى سرخك نوشته است ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 79 . و نويرى بيمارى او را شوصه يا سوكة - كه نوعى بيمارى پردهء صفاق است - دانسته است ؛ - نهاية الأرب ، ج 6 ، ص 203 . مهلّب موقع مرگ پسر خود حبيب را وصىّ خود كرد . ( 2 ) . نهار بن توسعهء تميمى ، در رثاء مهلّب ابياتى سروده ، كه ابن اثير سه بيت از آن را آورده است ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 80 .